ناصر خسرو

مقدمه 15

جامع الحكمتين ( فارسى )

است غالبا بيشتر از روايت امير بدخشان عين الدّولة ابو المعالى علىّ بن الاسد بن الحارث « كه آن را از حفظ خويش » نوشته و نزديك حكيم ناصر فرستاده مورد اعتماد است ، و شرح قصيده نيز از آنجا كه شارح نه سال خواجه ابو الهيثم را شاگردى كرده و آنچه نوشته از كتب حكما خوانده و يا از استاد شنيده و از خود هيچ نياورده است شايان دقّت و استفاده مىباشد « 1 » . امّا شارح قصيدهء ابو الهيثم و شاگرد او كيست ؟ از گفتهء بيهقى « 2 » چنين بر مىآيد كه قصيدهء ابو الهيثم را محمّد بن سرح ( يا : سرخ ) نيشابورى شرح كرده و محتمل است كه آنكه خود را در مقدّمهء شرح قصيده ، شاگرد ابو الهيثم خوانده همين محمّد بن سرح نيشابورى باشد « 3 » . در چهار مقالهء نظامى عروضى سمرقندى ( مؤلّف بين سالهاى 551 - 552 ) « 4 » آمده « 5 » : « حكايت كرد مرا استاد من الشّيخ الامام ابو جعفر بن محمّد ابى سعد المعروف بصرخ از الشّيخ الامام محمّد بن عقيل القزوينى از امير فخر الدّولة . . . » در نوشتهء بيهقى در تتمّهء صوان الحكمه در بعض نسخ بجاى محمّد بن سرح « محمّد سرخ » آمده « 6 » ، در اين صورت ميتوان احتمال داد كه شاگرد و شارح قصيدهء ابو الهيثم همين ابو سعد محمّد صرخ پدر ابو جعفر استاد نظامى عروضى بوده است « 7 » ، اشكالى كه هست در نسبت اوست . در نسخهء ط از مآخذ چهار مقاله طبع قزوينى پس از ابى سعد كلمهء « النشوى » افزوده شده و مرحوم قزوينى در حواشى جديد بر چهار مقاله « 8 » ، همين صورت را پذيرفته‌اند و نشوى منسوب است به نشا ، و آن شهرى بود متّصل بآذربايجان و ارمنيّه ، و از اعمال ارّان « 9 » ، در صورتى كه امام بيهقى وى را « نيسابورى » خوانده . اگر شارح قصيدهء ابو الهيثم پدر استاد نظامى باشد ، يا نسبت « نشوى » را كه فقط در يك نسخه آمده بايد زايد دانست و يا اين نسبت را بايد مختصّ پسر دانست نه پدر « 10 » .

--> ( 1 ) پايان نوشتهء آقاى دكتر صديقى . ( 2 ) كه پيشتر نقل شد . ( 3 ) دكتر صديقى . مجلهء يغما . ايضا ص 179 . ( 4 ) رك : مقدّمهء چهار مقاله چاپ ليدن ص ح . ( 5 ) چهار مقاله ايضا ص 82 . ( 6 ) رك : تتمهء صوان الحكمه چاپ لاهور ص 132 ؛ چاپ تهران ص 78 . ( 7 ) از افادات آقاى مينوى . ( 8 ) رك : چهار مقاله طبع نگارنده تهران 1331 ص 123 . ( 9 ) رك : انساب سمعانى ورق 560 ب . ( 10 ) رك : مقدمهء نگارنده بر رسالهء شرح قصيدهء ابو الهيثم ؟ ؟ ؟ ؟